تبليغاتX
قربونی وصال تو

قربونی وصال تو

تقدیم به کسی که با تمام نبودنهایش برایم باز هم معنای بودن پیدا می کند

سه شنبه نوزدهم مهر 1390
گاهی زندگی خیلی سخت تر از اون میشه که فکرش رو می کردی ...

حال و هوای این روزها رو دوست ندارم ...

خسته ام خسته تر از همیشه !

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11:16 توسط شیده

دوشنبه هفتم شهریور 1390

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 18:47 توسط شیده

شنبه بیست و نهم مرداد 1390
حالا که رفته ای که هوا را بی من نفس بکشی سر دو راهی که رسیدی به چپ برو به جهنم ختم می شود !

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 18:58 توسط شیده

یا علی (ع)

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 22:51 توسط شیده

رد پا

سه شنبه دهم خرداد 1390
دنیا کوچک تر از آن است،

که گم شده ای را در آن یافته باشی.

هیچ کس اینجا گم نمی شود!

آدمها به همان خونسردی که آمده اند ،

چمدانشان را می بندند و ناپدید می شوند.

یکی در مه،

یکی در غبار،

یکی در باران،

یکی در باد،

و بی رحم ترینشان در برف.

آنچه بر جای می ماند،

ردپایی است،

و خاطره ای که هر از گاهی،

پس می زند مثل نسیم

پرده های اتاقت را . . .

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:11 توسط شیده

منتظر

سه شنبه ششم اردیبهشت 1390

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:56 توسط شیده

فاطمیه

یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 0:19 توسط شیده

چقدر شکستن سخت است

یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390
آنروز

تازه فهمیدم

در چه بلندایی آشیانه داشتم

وقتی از چشمهایت افتادم

هنوز دست و پای دلم درد می کند ...

چقدر شکستن سخت است !

وقتی تو داری نگاه می کنی ...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:26 توسط شیده

بخشش...

چهارشنبه هفدهم فروردین 1390

وقتی یکبار از یکی ضربه می خوری

 مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده

ولی وقتی می بخشیش

درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره

 از روت رد بشه تا مطمئن بشه ازت چیزی  نمونده...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 22:38 توسط شیده

رهبر مظلوم دنیا سید علیست

دوشنبه پانزدهم فروردین 1390

   حجت الاسلام دانشمند :

اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون بشود ، خیلی مظلومند ایشان .

این موضوع را من با یک واسطه می گویم .

با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا (ع) روبروی ضریح،دو به دو با هم بودیم

گفتم از آقا چه خبر ؟

میگفت ما روزهای دوشنبه، ( این را میگفت و گریه میکرد ) می رویم

به خانواده شهدا سرکشی میکنیم .  آقا می فرمودند به خانواده

شهدا نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند .

یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم آقا می خواهند

 تشریف بیاورند منزل و یک سلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند .

یکبار رفتیم درب خانه دو شهید، من خودم رفتم

دیدم درب باز است و آب و جارو کرده اند.

            درب زدم ،

                         مادر شهید آمدند دم درب و گفتند:  آقا کــــــــــو ؟

                                 گفتم: کدام آقا ؟

گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟

گفتم : شما از کجا می دانید ؟

شروع کرد به گریه کردن،

 گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم، بچه ها آمدند گفتند

خوش بحالت، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .

 اینجا که رسید، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .

بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند

فردا سید علی آقا می خواهند بیایند، ما هم تبریک می گوییم .

و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .

        مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی !؟

  مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به سید علی آقا برسانید و به ایشان

 بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج نزدیک است انشاءالله .

      آقا خیلی گریه کرد  . . .

 

منبع: پایگاه صالحات ، وبلاگ: مولای بسیجی

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:48 توسط شیده

تولد...

سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
قربونی وصال تو دوساله شد اما هنوز خبری از صاحب انتظار نشد...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:16 توسط شیده

عجب روزگاری

جمعه بیستم اسفند 1389

می بینی چقدر با جنبه شده ایم؟

از کنار هم رد می شویم

شانه هایمان به هم می خورد

اما

نگاهمان به هم نمی خورد.....

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:35 توسط شیده

بازم ای کاش ...

جمعه سیزدهم اسفند 1389

وقت خلاصی از همه است

ای دنیا بیزارم ازت ...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 20:37 توسط شیده

یا غیاث المستغیثین

شنبه سی ام بهمن 1389

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:20 توسط شیده

امید

پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389

شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خیره می‌شد. ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید. فرشتگان پرسیدند چرا؟پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او امید به بخشش داشت

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:50 توسط شیده

روزهای تنهایی سخت نیست...سرده

سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:5 توسط شیده

دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389
خدای من

چی بگم از دل تنگم

خدای من داغونم تمام دلم ترک خورده

به کی بگم که درکم کنه...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*" www.anti-bg-sim.blogfa.com

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:13 توسط شیده

یا مهدی (عج)

شنبه بیست و سوم بهمن 1389

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:48 توسط شیده

خدایا شکرت ...

شنبه بیست و سوم بهمن 1389
آخ که چقدر بزرگ شدن سخت و دردناکه ...

کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدم...

وای که چقدر آروزی این روزها رو داشتم...اما فکر دردش نبودم

بازم میگم شکرت خدا ...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 0:1 توسط شیده

و اما تو ... شاید هم او !!!

یکشنبه هفدهم بهمن 1389
از تو در دلم فقط یک جاای خالی مانده!

این جای خالی برایم مقدس است!

با هیچکس دیگری پرش نمیکنم!

من به همین جای خالی قانعم!

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:22 توسط شیده

دوشنبه یازدهم بهمن 1389

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11:14 توسط شیده

کاش ...

چهارشنبه هشتم دی 1389

چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم
تمبر و پاکت هم هست
و یک عالمه حرف
کاش کسی جایی منتظرم بود…

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11:17 توسط شیده

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست ؟

شنبه بیستم آذر 1389

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11:23 توسط شیده

یا حسین (ع)

چهارشنبه هفدهم آذر 1389

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 22:20 توسط شیده

یا جواد الائمه ادرکنی

شنبه پانزدهم آبان 1389

یا جواد الائمه

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 21:48 توسط شیده

یا مهدی (عج)

دوشنبه دهم آبان 1389

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 20:16 توسط شیده

انالله و انا الیه راجعون

چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389
میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ام میکرد بهم چی گفت ؟

جایی که میری مردمی داره که می شکننت.نکنه غصه بخوری تو تنها نیستی!

تو کوله بارت عشق میذارم که بگذری .

قلب میذارم که جا بدی .

اشک میدم که همراهیت کنه .

و  مرگ میدم که بدونی برمیگردی پیش خودم !

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 20:5 توسط شیده

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !

تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!

تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگی ، بی خبری و دلواپسی و .... !

برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد

و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد

تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!

خسته ام از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها خسته ام

از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار خسته شده

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 17:35 توسط شیده

قربون کبوترای حرمت امام رضا (ع) ...

دوشنبه بیست و ششم مهر 1389

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 19:43 توسط شیده

بازم دلم هوای جمکران دارد...

یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 1:25 توسط شیده


شاعر نیستم وگرنه چشمانت را

در شعر تری بهانه می آوردم

بانام تو ای غزل ترین باورها

صد مطلع عاشقانه می آوردم


Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ